عکسی از سالهاییی دور شاید از خانه !( ادامه مطلب را هم بخونید )
-
سلام
-
-
دلم نمی آید هر روز ننویسم انگار با این همه مشغله که دارم ..
-
اما بعد ! این عکس را میگذارم برای این بچه ژیگول که شاید یکی از همین دوستان باشد . عرض کنم که بنده فقط عکاس این تصویر هنری بودم و بس و هر نوع ارتباط با این خوش تیپ های سال ۷۴ را رد می کنم شدیدا !
-
ثانیا اینکه ( اولا نداشت )یاد یک ترانه افتادم (همه چیزمان شده نوستالوژی) :
-
پیرهن گل گلی دل منو بردی و.... البته شاید این یکی بهتر باشد برای این عکس که
-
بیا چین چین دامن .....
-
آخه محجوب ! به تو که دستم میرسه ! اگه بقیه را نمی بینم . این شلواره یا دامن شاید هم از خوابگاه با شلوار کردی حشمتی اومده بودی .....
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 16:1 توسط گروهی
|
دکترای اقتصادم را از دانشگاه اصفهان گرفته ام و همین طور کارشناسی ارشد و کارشناسی را. داستان پیدایش این وبلاگ نیز بر می گردد به روزهایی که برای رعایت عهدی قدیمی از این ابزار مجازی برای فراخوان عمومی استفاده کردیم. آن میثاق مکتوبی به جای مانده از روز جشن فارغ التحصیلی دوره کارشناسی اقتصاد دانشگاه اصفهان در سال 78 بود با این مضمون که ده سال دیگر بیاییم همانجا همان کلاس همان میز و همان صندلی و امضا کردیم برای تجدید خاطرات در ده سال بعد یعنی همان 8/8/88 . آن جشن هم بر گزار شد و چقدر خوب . ا ز سال 80که کارمند بانک ملی ایران شدم هنوز هم هستم اگرچه سابقه حضور غیر مستقیم خانواده ما در این بانک بر می گردد به روزی که پدرم استخدام شد در سال 1343 .