باران که می آید خیالم می رود تا دانشکده اقتصاد آن بالای بالا

یادم هست آن روزهای اصفهان را که هنوز اینقدر در دود فرو نرفته بود بارانی که می آمد به راحتی میشد در منتهی الیه شمالی شهر و بر دامنه کوهی  گنبد زرد طلایی  امامزاده ای را دید که سید محمد ش می نامند و در پایین آن دانشگاه صنعتی اصفهان قرار دارد . دانشگاه اصفهان تا دانشگاه صنعتی . دوستان حتما یادشان هست .

حالا باز باران با ترانه با گهرهای فراوان

می خورد بر بام خانه .......

امااگرچه آن گنبد طلایی رنگ هنوز هست و آن دانشگاه ها . اما ما امروز آنقدر در مرکز این شهر در میان هیاهوی دود و بوق و ماشین فرو رفته ایم که جز پشت بام ایزوگام شده سیاه پارکینگ کناری چیزی را نمی بینیم .